X
تبلیغات
علی اکبر تیموری

علی اکبر تیموری

گوناگون - هیجان -متنوع -همدلی... نشاط ...شادابی...

تو هم مي تواني شاد باشي


شادزيستن


بي ترديد يکي از مهارت هاي فردي بسيار مهم، شادزيستن است؛ يعني ما اين توانايي و مهارت را داشته باشيم که در هر شرايطي روحيه شاد و عالي داشته باشيم. ان شاءا... ما از اين پس شنبه ها در همين ستون به اين مي پردازيم که چگونه شاد باشيم، شاد زندگي کنيم و اين شادي و روحيه عالي را به ديگران انتقال دهيم. در قدم اول بايد به دو نکته جدي توجه داشت: اول اين که شاد زيستن يک مهارت است برخي گمان مي کنند که افراد شاد اين ويژگي و خصلت روحي و رفتاري را از والدين خود به ارث برده اند و يک امر ژنتيکي و مادرزادي است در صورتي که چنين نيست. شاد زيستن مهارتي کاملاً اکتسابي است که به دو مؤلفه اساسي نياز دارد؛ اول يادگيري تکنيک ها و روش هاي آن و دوم به کارگيري، تمرين و ممارست فراوان. تا اين موضوع براي ما به شکل يک باور عميق و محکم در نيايد که شاد زيستن يک مهارت اکتسابي و قابل تحصيل است هرگز نمي توانيم تدارک آن را ببينيم و فرد شادي باشيم. همه آن هايي که افراد شادي هستند يا اين مهارت را از خانواده و اطرافيان نزديک به طور مستقيم و مشاهده الگو گرفته و ياد گرفته‌اند و يا آن که آن را با مطالعه يا روش هاي ديگر در طول زندگي آموخته اند. البته باز هم تأکيد مي کنيم که صرف يادگيري تکنيک هاي شاد بودن کفايت نمي کند و بايد آن را به طور جدي تمرين کرد.

نکته دوم اين که بايد باور کنيم شادبودن يک حالت دروني است و به موقعيت ها، شرايط و رخدادهاي بيروني وابسته نيست. متأسفانه برخي فکر مي کنند اين اتفاق هاي بيروني است که مي تواند آن ها را شاد يا افسرده سازد. افراد بسياري هستند که وقتي از آن ها سوال مي شود که چه چيزي باعث شادماني تان مي شود به رخدادهاي بيروني اشاره مي کنند که مثلاً اگر دانشگاه قبول شوم، اگر يک ازدواج خوب داشته باشم و اگر شغل ايده‌آل و پردرآمد خود را پيدا کنم شاد مي شوم و يا در نقطه مقابل مي گويند با اين اوضاع و احوالي که من دارم چگونه شاد باشم و بعد از آن يکي از مشکلات و اتفاقات ناگوار زندگي شان را بيان مي کنند. اما واقعيت اين است که شادماني يک امر دروني است و بعدها خواهيم گفت که عمدتاً به افکار، نگرش ها و ذهنيت هاي دروني ما وابسته است. شاهد اين حرف آن است که کم نيستند کساني که از موقعيت ها و امکانات عالي برخوردارند که خيلي ها آرزومند آن هستند اما به هيچ عنوان شاد نيستند و باز فراوانند کساني که امکانات خوبي ندارند يا با مشکلات عديده اي در زندگي شان دست و پنجه نرم مي کنند، ولي در عين حال بسيار شاد و پرنشاط اند. بنابراين با باور اين که شادزيستن يک مهارت است و ربطي به عوامل بيروني ندارد از شنبه آينده به آموزش تکنيک هايي مي پردازيم که از شما در هر شرايطي که هستيد فردي شاد، باروحيه و با نشاط بسازد. موفق باشيد- سيد مجتبي حورايي




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

کلماتي که براي آدم هاي موفق کاربردي ندارد.

وبگردي


کلماتي که هر روز توسط ما استفاده مي  شوند ساختار ذهني مان را تشکيل مي دهند. برخي کلمات هستند که بار منفي زيادي دارند و بيشتر توسط آدم هاي ناموفق استفاده مي شوند.

1- شانس: باورداشتن به شانس، ساختار افکار شما را به گونه اي شکل مي  دهد که نه شما و نه هيچ  کس ديگري قادر به ايجاد تغيير يا حتي تاثيرگذاري بر آن نيست. بدتر از آن، شانس بهانه  اي است که با آن شکست  ها توجيه و موفقيت  ها لوث مي  شود.

2- دشمن: دشمن مربوط به ميدان جنگ است، آن چه در عرصه کار، تحصيل و... وجود دارد رقيب است.

3- نپذيرفتن: گاهي اوقات افراد نظرات شما را نمي  پسندند. شما مي  توانيد اين را به عنوان نپذيرفتن خودتان توسط ديگران قلمداد کنيد و به ذهنيت خودتان آسيب برسانيد يا اين که درک کنيد که واقعا چه اتفاقي افتاده که نظرات شخص ديگري با نظرات شما هماهنگي ندارد. پس به جاي اين که از کلماتي استفاده کنيد که به صورت خودکار شما را ضعيف مي کند، روي تغيير ديدگاه يا ديدگاه شخص ديگر تمرکز کنيد.

4- نفرت: در کار و تحصيل و... معمولا با جملاتي شبيه «من از رئيسم، استادم، معلمم، شغلم، رشته تحصيلي ام و... نفرت دارم» رو به رو مي شويم. نفرت يک کلمه منفي است. چرا بايد ذهن خود را با نفرت داشتن از کسي يا چيزي آلوده کرد؟

5- اما: حتماً شما هم کساني را مي  شناسيد که نمي  توانند درباره يک ايده، نقشه يا فعاليت خاص چيزي بگويند ولي در جمله  شان از «اما» استفاده نکنند. مثلا مي  گويند «بله ايده عالي است، اما....» يا « من موافقم که ما بايد کاري کنيم، اما......» اين کلمه يأس آور است و فرصت  ها را از بين مي  برد. از بدل هاي ديگري که براي « اما » وجود دارد، استفاده کنيد و به جاي فرصت سوزي، فرصت ايجاد کنيد، کلمه «و» يکي از بهترين جايگزين هاست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

درمان هايي ساده براي رفع سرفه

سلامت


بخش اول- فصل هاي سرد سال اندک اندک آغاز مي شود و با خود مهمانان ناخوانده اي مانند سرماخوردگي، سرفه و گلودرد را نيز به همراه مي آورد. سرفه بيشتر يک علامت است تا بيماري و بايد علت اصلي آن شناخته و درمان شود. بيشتر افراد گمان مي کنند که سرفه فقط نشانه بروز سرماخوردگي و آنفلوآنزاست ولي برخي بيماري هاي ديگر مثل رفلاکس (برگشت غذا از معده) و حساسيت و مصرف برخي داروها مثل برخي از داروهاي ضدفشارخون (مانند کاپتوپريل) هم مي تواند باعث ايجاد سرفه موقت يا مزمن شود. در عين حال در موارد خفيف سرفه که منشاء آن بروز سرماخوردگي يا گلو درد باشد، علاوه بر استفاده از درمان‌هاي دارويي تحت نظر پزشک، مي توان از درمان هاي گياهي و خانگي که ذکر مي کنيم نيز استفاده کرد: (توصيه هميشگي ما فراموش نشود، در صورتي که بيماري خاصي داريد يا از داروي خاصي استفاده مي کنيد، حتما قبل از استفاده از درمان هاي گياهي با پزشک خود مشورت کنيد).

1 - عناب: از آن خوراکي هايي است که هم مزه خوبي دارد و هم خواص فراوان. جوشانده يا خيس شده آن به دليل لعاب فراواني که دارد سينه را نرم مي کند و به خصوص براي سرفه هاي خشک بسيار مفيد است. نکته جالب درباره عناب اين است که با وجود دارا بودن قند، از کالري بسيار کمي برخوردار است و به دليل ايجاد احساس سيري در رژيم هاي لاغري مي تواند بسيار کمک کننده باشد (ضمنا ملين هم هست و در رفع يبوست موثر است)

2 - آويشن: اين گياه داراي ترکيب فنولي به نام تيمول است که داراي خواص ضد ميکروب، ضد سرفه و خلط آور است. به خصوص درموارد سرفه همراه با سرماخوردگي، استفاده از بخور آويشن و خوردن جوشانده يا شربت آويشن (در داروخانه ها موجود است) مي تواند در تسکين سرفه بسيار موثر باشد. اگر از شربت آن استفاده مي کنيد، روزي 4 تا 6 قاشق غذاخوري در روز براي بزرگسالان و 3 قاشق مرباخوري براي کودکان توصيه مي شود.

3 - عسل: عسل از مواد طبيعي شگفت انگيزي است که هر روز خواص بيشتري از آن کشف مي شود.

يکي از خواص فراوان آن آثار ضد سرفه است. طوري که برخي مطالعات نشان مي دهد به خصوص در کودکان، استفاده از عسل (حل شده در شير يا مقداري آب ولرم) آثار ضد سرفه بسيار موثرتري نسبت به شربت هاي دارويي ضدسرفه ايجاد مي کند. پس اگر کودک شما سرفه مي کند، حتما عسل را امتحان کنيد. (در کودکان زير 2 سال به دليل خطر مسموميت، مصرف عسل ممنوع است) در ضمن بعضي متخصصان صنايع غذايي معتقدند که عسل نبايد با شير يا آب بسيار داغ مخلوط شود، چون حرارت زياد مقداري از آنزيم هاي مفيد موجود در عسل را از بين مي برد. در اين جا طريقه ساختن دو نوع شربت ضد سرفه با کمک عسل( بهتر است عسل خام باشد که موم آن جدا نشده است) را براي شما شرح مي دهيم : الف- يک عدد پياز ترجيحا قرمز را خوب بشوييد و ورقه ورقه کنيد و لابه لاي ورقه هاي آن عسل بريزيد ( يک لايه عسل و يک لايه پياز و اگرتمايل داريد مقداري شکر قهوه اي). روي ظرف را بپوشانيد و بگذاريد 12 تا 15 ساعت بماند. از شربت حاصل مي توانيد يک قاشق غذاخوري در صورت سرفه استفاده کنيد. ب- آب نصف يک عدد ليموي تازه را بگيريد و با دو قاشق عسل خام مخلوط کنيد و در صورت سرفه از آن استفاده کنيد.

اين مطلب ادامه دارد... دکتر نعيمه نوبخت

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

خواب و رويا

داستان کوتاه


literature@khorasannews.com

فرصتي پيش آمد تا در آگوست 1917 براي انجام کاري از نيويورک به «پتروگراد» سفر کنم. ترجيح دادم مسافرت با قطار را انتخاب و از مسير «ولادي‌وستک» عبور کنم. تا جايي که به خاطر دارم قطار قرار بود ساعت 9 شب حرکت کند. در غذاخوري يکي از ايستگاه‌ها شام خوردم. شلوغ بود و سر ميز مردي روسي که ظاهرش توجه ام را به خود جلب کرده بود نشستم. قد بلند بود اما توپر. شکمش به قدري بزرگ بود که مجبور بود با فاصله از ميز بشيند. اندازه دست‌ها با هيکلش تناسبي نداشت. موهاي کم پشت مشکي‌اش را به يک سمت شانه کرده بود تا تاسي‌اش زياد به چشم نيايد. صورت زرد بزرگش با گونه‌هايي بيرون‌زده و ريش‌هايي تراشيده حالتي از چهره‌اي خالي و زشت را تداعي مي‌کرد. بيني‌اش کوچک بود مثل نقطه‌اي در ميان کوهي از گوشت، چشمان براق مشکي‌اش ريز بود. اما دهان بزرگ و قرمزي داشت. کت و شلوار مشکي پوشيده بود. کهنه نبود اما به هم ريخته و نامرتب بود. به نظر مي‌رسيد از اولين باري که اين کت و شلوار را خريده سري به خشک شويي نزده است. سرويس‌دهي بد بود و نمي‌شد توجه پيشخدمت را هم جلب کرد. سر بحث را باز کرديم. مرد روسي، انگليسي را خوب صحبت مي‌کرد. لهجه‌اش مشخص، اما آزاردهنده نبود. سؤال‌هاي زيادي درباره خودم و برنامه‌هايم پرسيد. من هم با بي‌ميلي و پنهان کاري جواب مي‌دادم. به او گفتم روزنامه نگار هستم. پرسيد داستان هم مي‌نويسم؟ وقتي گفتم گاهي در اوقات فراغت، شروع کرد به حرف زدن از رمان‌نويس‌هاي روسي. معلوم بود آدم با سوادي است. بالاخره سر و کله پيشخدمت پيدا شد، سوپ کلم سفارش داديم. بدون اين‌که بپرسم شروع کرد به حرف زدن درباره خودش. گفت در خانواده‌اي اصيل به دنيا آمده و کارش هم وکالت است. با همکارهايش دچار مشکل شده و به همين خاطر بالاجبار مدتي را در سفر گذرانده، اما الآن در راه بازگشت به خانه است. تجارت باعث شده در ولادي‌وستک گير بيفته اما اين هفته قصد دارد تا به مسکو برود. گفت اگر به ملاقاتش برم خوشحال مي‌شود.

پرسيد: «متأهلي؟» نفهميدم چه ربطي به اون داره؟ گفتم آره. کمي آه کشيد. گفت: «من يک مرد بيوه هستم. زنم اهل ژنو بود. يک زن فرهيخته. انگليسي، آلماني و ايتاليايي رو کامل صحبت مي‌کرد. زبان مادري اش هم فرانسه بود. زبان روسي‌اش از حد متوسط يک خارجي خيلي بهتر بود.»

مرد پيشخدمت را که با سيني پر از ظرف رد مي‌شد صدا زد: «تا قطار بعدي چقدر بايد منتظر بمونيم؟»

پيشخدمت سريع و با فريادي دلگرم کننده گفت: «زياد نمونده.» مرد هم آه کشيد و گفت «چند وقتي هست اين رستوران‌ها با پذيرايي‌شون گند زدن.» سيگاري روشن کرد، من هم به ساعتم نگاه مي‌کردم تا ببينم فرصتي براي غذا خوردن پيدا مي‌کنم يا نه. ادامه داد: «همسرم زن فوق‌العاده‌اي بود. اون زبان‌هاي دنيا رو در بهترين دانشگاه‌هاي پتروگراد ياد گرفته بود. سال‌هاي زيادي در کنار هم زندگي خوبي داشتيم. البته کمي خلق وخوي حسادت داشت و متأسفانه خيلي به من توجه نمي‌کرد.»

سخت بود تا مستقيم به چهره مرد نگاه کنم. يکي از زشت‌ترين صورت‌هايي بود که تا به حال ديده بودم. جذبه خاصي تو چهره سرخ مرد ديده مي‌شد و به اين صورت چاق گرفته، وجهه‌اي کريه‌المنظر داده بود.

مرد گفت: «وانمود نمي‌کنم که آدم خوبي بودم. وقتي با من ازدواج کرد جوون نبود. ما 10 سال با هم زندگي کرديم. زنم قدکوتاه، لاغر و تند خو بود. زبونش تلخ بود. نمي‌تونست تحمل کنه با بقيه هم کلام بشم. حسود بود. اون هم نه تنها نسبت به زن‌ها، نسبت به دوستهام، گربه‌ام، کتابهام. يک روز يکي از کت‌هامو که خيلي دوست داشتم پرت کرده بود بيرون. اما من خيلي ملايم باهاش برخورد مي‌کردم. نمي‌گم خسته‌ام نکرد. چرا، ولي انصافاً رفتارهاي بدش و به خاطر خدا تحمل مي‌کردم و حتي فکر مخالفت ناچيزي که آدم در برابر يک سرماخوردگي رو داره هم با اون نداشتم. تا جايي‌که مي‌شد تحمل مي‌کردم. شونه‌هامو بالا مي‌انداختم‌ و سيگار مي‌کشيدم. به رفتارهاش عادت کرده بودم و زندگي خودمو مي‌کردم. بعضي وقت‌ها از خودم مي‌پرسيدم واقعاً زنم دوستم داره يا ازم متنفره. به نظرم عشق و نفرت فاصلشون نزديک به همه. يک شب اتفاق عجيبي افتاد، با جيغ بلند زنم از خواب پريدم. ازش پرسيدم چي شده؟ گفت کابوس وحشتناکي ديده. خواب ديده من تلاش مي‌کردم تا اونو بکشم. ما توي يک آپارتمان چند طبقه زندگي مي‌کرديم که پله‌هاي پهني داشت. تو خواب ديده وقتي به طبقه خودمون رسيديم- طبقه ششم- گرفتمش و تلاش کردم از رو نرده‌ها پرتش کنم پايين. پرت شدن اون هم به طبقه همکف يعني مرگ حتمي. خيلي مي‌لرزيد، همه تلاشم‌رو کردم تا آرومش کنم. اما صبح روز بعد و ظرف دو، سه روز آينده متوجه شدم اين قضيه ذهنش و درگير کرده. خودم هم پريشون شده بودم. فکر اين که ممکنه به دست من کشته بشه مدام تو ذهن زنم رشد مي‌کرد. تصورات نامحدودي درباره آدم‌ها به ذهنمون خطور مي کنه که بايد از گفتنش شرم داشته باشيم. بعضي وقت‌ها دوست داشتم بميرم تا آزادي ام دوباره بهم برگرده. اما هرگز و هرگز تصور نکردم که خودم عمداً از زير بار مسئوليت شو نه خالي کنم هرگز. اين خواب تأثير عجيبي روي هردومون گذاشته بود. وقتي‌که از پله‌هاي آپارتمان بالا مي‌رفتم به خوابش فکر مي‌کردم و اون تصوير تو ذهنم تداعي مي‌شد. نرده‌ها واقعاً خطرناک و باريک بودن. سخت مي‌شد اين فکر و از سرم بيرون بندازم. چند ماه بعد همسرم دوباره از خواب پريد. رنگش سفيد شده بود و مي‌لرزيد. دوباره همون خواب رو ديده بود. گريه مي‌کرد و از من مي‌پرسيد راستش رو بگو ازم متنفري؟ من هم قسم مي‌خوردم که نه من دوست دارم، من عاشقتم. بالاخره خوابش ‌برد و منم بالا سرش بيدار موندم. وقتي به اين صحنه فکر مي‌کردم پشتم مي‌لرزيد.»

مرد ساکت شد، قطرات عرق از پيشوني‌اش سرازير شده بود. بعد از مکث پرسيدم «بالاخره چي شد؟» دستمالي کثيف رو درآورد و صورتش را پاک کرد.

«حسب اتفاق عجيبي در کف طبقه اول با گردن شکسته پيداش کردن.»

«کي پيداش کرد؟»

«يکي از مستأجرها، بعد از مدتي کوتاه فهميده بود.»

«تو کجا بودي؟»

نمي‌توانم نگاه زيرکانه‌اش را توصيف کنم. چشمان کوچک سياهش برق مي‌زد.

« با يکي از دوستام بيرون بودم و يک ساعت پس از مرگش خبردار شدم.» پيشخدمت ظرف گوشتي که سفارش داده بوديم را آورد و مرد لقمه‌ها را در دهان فرو مي‌برد. با خودم فکر مي‌کردم آيا به راستي با اين حالت در لفافه‌اش زنش را به قتل رسانده؟ اين مرد چاق شبيه قاتل‌ها نيست. فکر نمي‌کردم مايل به همچين کاري هم بوده باشد. شايد يک لطيفه مسخره سر هم کرده بود. چند دقيقه فرصت داشتم به قطار برسم. خداحافظي کردم و هنوز تا به حال آن مرد روس را نديدم. هرگز نتوانستم با خودم کنار بيايم و بفهمم که حرف هايش جدي بود يا شوخي.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

نقش آب در کاهش وزن

همراه سلامت

مترجم: عليرضا -نتايج بررسي هاي جديد نشان مي دهد پايين آوردن وزن براي بيشتر افرادي که رژيم دارند، به يک چالش تبديل شده و علت آن مصرف نکردن آب کافي طي روز است. اما آب چه نقشي در پايين آوردن وزن دارد؟

   به نقل از سايت «Prevention»، با نوشيدن آب کافي، کمتر احساس گرسنگي مي کنيد و اشتهايتان کنترل مي شود.

اين امر باعث کاهش کلسترول مي شود و در نتيجه وزن کاهش مي يابد.

براي تقويت عضله نياز به آب داريد و بدون نوشيدن آب به ميزان کافي هيچ ورزشي روي عضله تاثيرگذار نخواهد بود.

سيستم گوارشي براي عملکرد بهتر به آب نياز دارد. کمبود آب احساس نفخ و خستگي ايجاد مي کند.

کبد، چربي ها را مي سوزاند که اين فرآيند براي کاهش وزن مهم است. کبد براي اين عملکرد به آب زيادي نياز دارد. در صورت مصرف نکردن آب کافي، کبد چربي ها را ذخيره مي کند.

ناراحتي هاي گوارشي با مصرف آب برطرف مي شود.

ننوشيدن آب به ميزان کافي، باعث مي شود بدن براي جبران، آب احتباس کند و اين امر، سبب افزايش وزن و ايجاد نفخ مي شود.

با مصرف کردن آب، در تشخيص احساس تشنگي و گرسنگي اشتباه نمي شود.

با پايين آمدن وزن، پوست دچار تغييرات زيادي مي شود و براي حفظ شادابي و طراوت نياز به آب دارد.

براي کاهش وزن، لازم است بدن سالم باشد که بهترين راه به دست آوردن آن، مصرف آب است.


+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

روغن کرچک،تقويت کننده مژه و ابرو

خواص گياهان


روغن کرچک، از دانه هاي اين گياه به دست مي آيد و ظاهر غليظ، بي رنگ و يا زرد کم رنگ دارد.قرن هاست که در بخش هاي زيادي از جهان همچون هند، چين و مصر از اين روغن براي درمان بيماري هاي متعدد استفاده مي شود.

روغن کرچک در واقع تري گليسيريد اسيدهاي چرب است و ترکيب اصلي آن را اسيد ريکينوليک، اوليک و لينوليک تشکيل مي دهد که خاصيت دارويي دارد.

*به نقل از سايت «ehow»،اسيد چرب موجود در آن درد ناشي از روماتيسم، آرتريت و نقرس را تسکين مي دهد.*ماليدن کمي از آن قبل از خواب روي ابروها و مژه ها باعث رشد و پرپشتي آن مي شود.*مرطوب کننده قوي پوست است. بدن را با آن ماساژ دهيد سپس دوش آب ولرم بگيريد تا خشکي پوست برطرف شود.*براي شادابي مو، روغن کرچک را به موها بماليد و پس از يک ساعت بشوييد.*روند است، اما نبايد بيش از ۳روز پشت سر هم مصرف شود.*اين روغن که خاصيت آن را FDA در درمان ناراحتي هاي پوستي تاييد کرده است، چين و چروک را برطرف مي کند و پوست را ترميم و جوان مي سازد.*استفاده منظم از آن، سياهي زير چشم را از بين مي برد.*ماساژ با آن، درد سياتيک را برطرف مي کند.*فعاليت سيستم لنفاوي را که در دفع ضايعات متابوليکي بدن نقش دارد افزايش مي دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

روان شناسان: پيش داوري به افسردگي منجر مي‌شود.

روان شناسان تاکيد مي کنند که بسياري از موارد ابتلا به افسردگي ناشي از پيش‌داوري درباره خود يا ديگران است.به گزارش ايسنا، محققان مي‌گويند: وقتي فردي نسبت به ديگران ابراز نفرت مي‌کند، درواقع افسرده است چون جملات نفرت‌آميز معمولا از زبان افراد افسرده ادا مي‌شود. وقتي فرد از نفرت خود درباره ديگري حرف مي‌زند ازحس نفرتي سخن مي‌گويد که نسبت به ديد خود درباره زندگي و ديگران دارد. بيان اين قبيل جملات حاکي از پيش‌ داوري است و به همين دليل پيش داوري و افسردگي ارتباط تنگاتنگي با هم دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

نقش مدرسه در کاهش عوارض کودکان مبتلا به صرع


صرع يک بيماري مزمن عصبي مرکزي است که روي عملکرد کودک تاثير مي گذارد. کودکان مبتلا به صرع به ميزان زيادي در خطر ابتلا به مشکلات رفتاري-تکاملي قرار دارند و سطوح افزايش يافته اي از اختلالات رفتاري و شناختي مانند نوسان خلق، کاهش توجه، تحريک پذيري، پرتحرکي و مشکل در درک رياضيات و اختلالات يادگيري در آن ها گزارش مي شود.دکتر فاطمه محرري فوق تخصص روان پزشکي اطفال و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي مشهد با بيان اين مطلب به خراسان مي گويد: نتايج مطالعات متعددي نشان مي دهد که کودکان مبتلا به صرع، مهارت هاي اجتماعي کمتري متناسب با سن خود دارند و فقدان مهارت هاي اجتماعي و از طرفي کاهش قدرت تمرکز و توجه در اين کودکان باعث مي شود در دستيابي به کفايت اجتماعي لازم دچار مشکل شوند.با توجه به محدوديت هايي که اين بيماري براي کودکان ايجاد مي کند، خانواده هاي آنان هميشه نگراني هاي زيادي در خصوص عملکرد فرزندشان در موقعيت هاي مختلف اجتماعي دارند، يکي از مهم ترين اين موقعيت ها، حضور در مدرسه است. دکتر محرري با بيان اين که بيشتر کودکان مبتلا به صرع مي توانند در کنار ساير دانش  آموزان ادامه تحصيل بدهند، تصريح مي کند: البته آن دسته از کودکان مبتلا به صرع که دچار اختلال يادگيري هستند، بايد در مدارس ويژه حضور يابند زيرا خود بيماري صرع و داروهاي مرتبط با آن ممکن است در يادگيري کودک اختلال ايجاد کند، البته عوامل ديگر مثل کاهش توجه و تمرکز، حضور در مدرسه، کم شدن اعتماد به نفس، اضطراب و نگراني هم مي تواند باعث اختلال در يادگيري کودکان مبتلا به صرع شود. يک بار ديگر تاکيد مي کنيم که تعداد بسيار زيادي از اين کودکان مي توانند در کنار بچه هاي معمولي تحصيل کنند و اگر صرع آن ها کنترل شده باشد، هيچ مانعي در اين امر وجود ندارد.

صرع در سيستم آموزشي

اولين نکته در مديريت صحيح کودکان مبتلا به صرع در مدرسه، اين است که يک رابطه قوي، مداوم و سالم بين مدرسه و خانه وجود داشته باشد. والدين بايد اولياي مدرسه را در جريان ابتلاي کودکشان به صرع قرار دهند و معلم وي بداند در هنگام وقوع تشنج چه اقداماتي بايد انجام دهد. نکته ضروري اين است که معلم و والدين نبايد محدوديت هاي غيرضروري در زمينه فعاليت کودک در مدرسه ايجاد کنند و فقط محدوديت هايي که پزشک معالج درباره درس و فعاليت هاي فيزيکي کودک وضع کرده است بايد اجرا شود.اگر دانش آموز بايد در بين روز دارو مصرف کند و توان مصرف آن را دارد بايد با آموزش هاي لازم، دريافت دارو را به عهده خود او گذاشت. اگر اولياي مدرسه اين مسئوليت را مي پذيرند، بايد به موقع داروها را در اختيار کودک بگذارند. ممکن است دانش آموز به علت عوارض داروها مثل خواب آلودگي و گيجي در مصرف دارو تعلل کند که در اين موارد مي توان از پزشک معالج خواست که در صورت امکان داروها را به گونه اي تجويز کند که نيازي به مصرف دارو در طول روز نباشد.همچنين کودکان مبتلا به صرع در خصوص ورزش و فعاليت هاي بدني محدوديت هايي دارند که بايد معلم و مربي از آن مطلع باشند. اين فوق تخصص روان پزشکي با بيان اين که در مواردي که صرع کودک کنترل شود، وي مي تواند همراه با ديگر همسالان در ورزش هاي جمعي شرکت کند مي گويد: البته بهتر است از ورزش هايي که در ارتفاع يا با فاصله از زمين انجام مي شود مانند ژيمناستيک و ورزش هاي رزمي که احتمال وارد شدن ضربه به سر وجود دارد، پرهيز شود.همچنين ورزش شنا در استخر تحت نظر مربي براي کودکي که صرع کنترل شده دارد، مجاز است ولي شنا در دريا حتي براي کودکي که صرع کنترل شده دارد، ممنوع است.

ضعف تحصيلي

علل بسيار متفاوتي براي ضعف تحصيلي کودکان مبتلا به صرع بيان شده است. دکتر محرري با اشاره به اين که اختلال شناختي ناشي از صرع، گيجي و خواب آلودگي ناشي از مصرف داروهاي ضدصرع، ضعف توجه و تمرکز، اضطراب و استرس و تنفر از مدرسه از مهم ترين دلايل ضعف تحصيلي دانش آموز مبتلا به صرع قلمداد مي شود، مي گويد:همه اين مشکلات از طريق مشاوره تخصصي با پزشک معالج برطرف مي شود و والدين بايد کودک را در حل آن ياري دهند. گاهي کودک به بهانه بيماري، معلم يا خانواده را فريب مي دهد تا به دليل انجام ندادن تکاليف سرزنش نشود. بايد توجه داشت که کودکان مبتلا به صرع توانايي کافي براي انجام تکاليف درسي را دارند و از اين نظر با کودکان معمولي تفاوتي ندارند و اگر از حمايت خانواده و معلم برخوردار باشند و بيماري شان کنترل شده باشد، مي توانند تکاليف خود را انجام دهند. اين کودکان قادر به گذراندن و شرکت در امتحانات هستند و اگر حملات صرع کاملاً کنترل نشده، وضعيت و شرايط جلسه امتحان با مشورت پزشک ارائه و به اولياي مدرسه توضيح داده مي شود.ضروري است درباره داروهاي ضدتشنج، به ويژه عوارض جانبي آن ها از سوي خانواده اطلاعات کافي به معلم داده شود تا معلم فرصت بيشتر و آموزش دقيق تري را به کودک مبتلا به صرع اختصاص و ارائه دهد اما با وجود رعايت تمام شرايط مذکور و مشاوره با پزشک، هميشه احتمال وقوع حمله در مدرسه براي يک کودک مبتلا به صرع وجود دارد.

تشنج در مدرسه

اين فوق تخصص روان پزشکي اطفال ادامه مي دهد: وقتي حمله تشنج در مدرسه براي کودک مبتلا رخ دهد، تمام بچه ها تحت تاثير قرار مي گيرند. ممکن است بترسند و از اين که همکلاسي آن ها دچار اين وضعيت حاد شده است، مضطرب شوند. در اين مواقع ضروري است اطلاعات منطبق بر واقعيت و متناسب با سن دانش آموزان در اختيار آن ها قرار گيرد. در گام اول بايد به دانش آموزان اطمينان داد که اين حمله براي بقيه خطري ندارد و خطري آن ها را تهديد نمي کند. معلم که از قبل آموزش ديده بايد آن چه را اتفاق افتاده، براي آن ها توضيح دهد و به سوالات بچه ها پاسخ دهد تا اضطراب آن ها باعث دوري و کناره گيري از کودک مبتلا نشود. به هنگام روبه رو شدن با حمله تشنج در مدرسه توصيه مي شود ابتدا معلم با خونسردي و آرامش و ضمن کنترل هيجانات خود و ديگر دانش آموزان به آن ها اطمينان دهد که همکلاسي آن ها به زودي پس از توقف حمله بهبود پيدا مي کند و اين حمله اختياري نيست. سپس کودک را به آرامي روي زمين بخوابانند و چيزي صاف و نرم زير سر وي قرار دهند. تا حد امکان کودک را به پهلو بچرخانند تا راه هوايي او تميز بماند و ترشحات از دهان خارج شود. از باز کردن دهان کودک با فشار و نگه داشتن زبان وي بايد پرهيز کرد همچنين نبايد به هيچ عنوان مايعات در دهان وي ريخت. البته پس از رفع حمله، مصرف مايعات اشکالي ندارد. همچنين نبايد اطرافيان با محکم نگه داشتن بدن کودک سعي در کنترل حمله تشنج داشته باشند. پس از رفع حمله بهتر است کودک تا به دست آوردن هوشياري کامل به اتاق استراحت در مدرسه هدايت شود و سپس مي تواند در کلاس حضور يابد.

ضرورت مصرف صحيح و به موقع دارو

نکته اين جاست که با مصرف منظم داروها حملات تشنج به ميزان بسيار زيادي در کودکان کنترل مي شود. داروها ممکن است چند بار در روز مصرف شود و ضروري است که به موقع مصرف شود تا بهترين تاثير را بگذارد. بنابراين مصرف صحيح و به موقع داروها در کنترل صرعو کاهش حملات تشنج بسيار مهم است و نظارت والدين و معلم در اين امر بسيار ضروري است. اگر قرار است کودک در مدرسه دارو مصرف کند، بايد دارو در اختيار معلم يا مربي او باشد و وي به طور مرتب دارو را سر وقت به کودک بدهد. بنابراين ارائه به موقع دارو به کودک مسئوليت بزرگي است که گاهي به دوش معلم قرار مي گيرد و اگر وي مي پذيرد، آن را به درستي انجام مي دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

روانشناسى مرد، بر پايه مقبوليت نزد همسر است.

خانواده خوشبخت


در روايتى از امام صادق(ع) ٣ پيشنهاد براى آقايان و ٣ پيشنهاد براى خانم ها به منظور تنظيم روابط زن و شوهر نقل شده است، که در هفته هاى پيش به تبيين سه قسمت آن پرداختيم. امام(ع) در پيشنهاد سوم به آقايان دو راهکار براى دلبرى از همسر نشان دادند، که راهکار دوم گشايش، گشاده دستي، دست و دل بازى و سخاوت است.(و توسعته عليها) مرد خسيس، بخيل و تنگ نظر از چشم همسرش مى افتد. «توسعه» در ادبيات دينى ما نقطه اى بين بخل و اسراف است. نه بخيل باش و نه اسراف کار. برخى مردان به نام اقتصادى عمل کردن بخل مى ورزند و برخى به نام سخاوت اسراف مى کنند. هيچ کدام مطلوب دين ما نيست. دين ما دين تعادل و اعتدال است. نه چندان بخور کز دهانت برآيد، نه چندان که از ضعف جانت برآيد. با اين توضيح وقتى مردى صادقانه به اندازه توان اقتصادي‌اش همسرش را در گشايش مى گذارد و اجازه تصرف به همسرش مى دهد، بدين وسيله از او دلبرى کرده است. قرآن تأمين هزينه هاى زندگى زن را به عهده مرد گذاشته است، تا عرصه اى باشد براى جلوه گرى، تجلى و خودنمايى مرد و همسرش بتواند به او افتخار کند. روانشناسى مرد، روانشناسى مقبوليت است. مرد دوست دارد مقبول همسرش باشد و در نزد همسرش پذيرفته شود. دوست دارد همسرش به او افتخار کند. از اين رو با تلاش فراوان درصدد تأمين نيازهاى مالى همسرش بر مى آيد تا در نزد او مفتخر و مقبول شود. ناپلئون بناپارت مى گويد: مرد دسترنج خود را زر مى‌کند، به پاى زن مى ريزد تا از اين رهگذر به وجودش افتخار شود. برخى مردان در تأمين خورد و خوراک همسر و فرزندان شان دست و دل بازند، اما به تأمين لباس همسرشان بى اعتنا هستند. غافل از اين که زن زيبايي دوست، زيباگرا، زيباخواه و زيباشناس است. مردان گاهى با يک دست لباس هم به عروسى مى روند و هم به عزا. اما زن نمى تواند مانند شوهرش باشد. هيچ گاه همسرمان را مانند خود ندانيم و نخواهيم. روانشناسى مرد با زن متفاوت است. به طور مثال اگر براى خود يک دست لباس تهيه مى کنيم، براى همسرمان دو دست لباس تهيه کنيم. البته ناگفته پيداست که هر کسى در اندازه قدرت اقتصادى خود، مخاطب سخن امام صادق(ع) است، چرا که تکليف به قدر طاقت است. برخى مردان افزون بر خورد و خوراک به تنوع لباس همسرشان نيز توجه دارند، اما احساس نياز خانم ها را به طلا و به طور کلى زينت آلات و جواهرات به خوبى نمى‌شناسند، چرا که مردان کلان نگرند و زنان خرد نگر. مردان کلى نگرند و زنان جزئى نگر. مردان بر سخت افزارهاى زندگى توجه و تمرکز دارند و خانم ها به نرم افزارهاى زندگى. جالب اين که هر دو اهميت دارند. بنابر اين مرد در جايگاه مديريت اقتصادى خانواده در حد امکان بايد به تعدد و تنوع نيازهاى همسرش مانند: غذا، پوشاک، مسکن، زينت آلات، لوازم آرايش، مسافرت، ميهمانى و ... توجه کافى داشته باشد. خانم ها نيز با احساس کرامت و عزت نفسى که در خود سراغ دارند بايد از درخواست هاى زيادى و ولخرجى جدا پرهيز کنند و همسر خود را در رنج مضاعف نخواهند، تا در بهشت هم نشين فاطمه (س) شوند، که در9سال زندگى با على بن ابيطالب(ع) کوچک ترين درخواستى از او نداشت و با فخر، با فقر شوهرش جانانه ساخت و زبان به شکوه نگشود.

ادامه دارد... سيد مهدي واعظ موسوي

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

تسکين التهاب مفصل با آب نمک غليظ

حمام آب نمک روشي ساده و کم‌هزينه براي رهايي از رنج دردهاي آرتريتي است. به گزارش ايسنا، محققان مي گويند محلول آب نمک التهاب دردناک مفاصل را کاهش مي‌دهد. نتايج مطالعات نشان مي دهد تعداد سلول‌هاي ملتهب در بدن مبتلايان به آرتريت افزايش مي‌يابد اما محلول آب نمک مي‌تواند با جذب آب سلول‌هاي ملتهب، تورم آن ها را کاهش دهد. محققان دريافته‌اند که محلول‌هاي هيپوتونيک يعني حاوي نمک کم به شدت التهاب را در سطح سلولي افزايش مي‌دهد اما در مقابل استفاده از محلول‌هايي با غلظت نمک زياد موسوم به محلول‌هاي هايپرتونيک تاثير بازدارندگي سيگنال‌هاي التهابي در سطح سلولي را دارد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط akbar teimori  | 

مطالب قدیمی‌تر