؛نه عجيب غريب بود ونه خيلي آشن الله هوا گرگ و ميشي بود، يعني همون موقعي كه ما خراسان جنوبي ها بهش مي گيم (نماشم)،(فرهنگستان زبان گوشي رو بردار!)
قرار بود براي يه مدت كوتاه همسفر بشيم، در تاكسي رو كه باز كردم، اولين چيزي كه نظرم را جلب كرد كفش هايي بود كه به پا داشت چه حسن سليقه اي!اين