آیا هوش مصنوعی EQ دارد؟
آیا هوش مصنوعی EQ دارد؟
آیفون، لپ تاپ، اینترنت، گوگل الکسا و... تنها بخشی از ابزارها، برنامهها و روشهایی هستند که کارها را برای ما تسهیل میکنند. آنها انتخابهای پیشین ما را به یاد میسپرند و براساس آن گزینههای دلخواه را به ما نشان میدهند. ما باید مطمئن شویم که آیا هوش مصنوعی فقط میتواند وظایف تکراری را تسریع کند یا ظهور نسل جدیدی از هوش مصنوعی توانمند در درک هیجانات و امکان سلطه آنها بر جهان را فراهم می کند؟ نگرانیها درباره اینکه هوش مصنوعی میتواند «هوش هیجانی» داشته باشد یا خیر، محور مقالهای است که در «European business review » منتشر شد و ما بخشهایی از آن را به نقل از «دنیای اقتصاد» مرور میکنیم: هوش هیجانی یا ضریب احساسی (EQ)، توانایی شناسایی، درک و ادغام ماهرانه افکار با احساسات است. شما برای به دست آوردن یک شغل به ضریب هوشی (IQ) نیاز دارید، ولی برای حفظ شغل و ارتقا به سمتهای بالاتر نیازمند چهار مولفه هوش هیجانی هستید که عبارت اند از:
خودآگاهی، خودمدیریتی، انگیزه درونی و همدلی.
هوش مصنوعی میتواند با مشاهده محیط، مشکلات را بیابد، ولی باید دادههای لازم در اختیارش قرار گیرد و برای تصمیمگیری بر اساس الگوهای مشخص، آموزش ببیند. آنها به دلیل فقدان کارکردهای مغز انسان، برای تشخیص لحن صدا و واژگان، به جملاتی آماده تکیه میکنند. ما میتوانیم با هوش مصنوعی ارتباط برقرار کنیم، ولی آیا آنها به واقع حواس دارند و احساسات ما را درک میکنند؟ آیا هوش مصنوعی به زودی میتواند بهترین دوست یک فرد شود؟ آثار اخلاقی هوش مصنوعی زمانی شروع میشود که ماشینها و روباتها ما را بهتر از خانواده و دوستانمان بشناسند. این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که نه فقط حالات چهره، عادات خرید، وضعیت سلامتی و تواناییهای مالی ما ثبت ، بلکه به شکلی ارزیابی شود که درکی جدید از ما به دست آید. در بسیاری از حوزههای کاربردی دیگر هوش مصنوعی، بحث هوش هیجانی نیز مطرح است و به عنوان مثال از ماشینها انتظار میرود که حالات چهره و لحن صدای افراد را تشخیص دهند. در زمینههای اقتصادی، هوش مصنوعی براساس اسنادی مشخص میتواند تعیین کند که یک فرد، مشتری یا سرمایهگذار خوبی برای شرکت است یا خیر. در این حالت، ماشینها یک سطح جلوتر آمده اند و یک وظیفه تشخیصی و تصمیمگیری (هرچند کوچک) برعهده دارند. به گفته کارشناسان، انسان باید بر وظایفی تمرکز کند که منحصربه فرد و غیرقابل ماشینی شدن است. فقط آن دسته از وظایف تکراری را که نیازمند تفکر یا احساسات بیشتر نباشد، میتوان از طریق هوش مصنوعی انجام داد. بسیار مهم است که درک کنیم هوش هیجانی نقطه مقابل ضریب هوشی نیست. بحث بر سر پیروزی قلب بر مغز نیست. هوش هیجانی فصل مشترک منحصربهفردی از هر دوی آن هاست. با شروع به کار، میتوان مطمئن بود که با مشتریان و موکلان بیشماری مواجه خواهیم شد که پرسشهایی از ما دارند و خواهان ارتباط احساسی با ما هستند. از آن جا که ماشینها احساس ندارند، فقط انسان میتواند به این نیاز پاسخ دهد.
به نام آن که به من آموخت عشق را تا دوست روز بهم گفت :