دام «سوگیری توجه به نتیجه»
موفقیت
دام «سوگیری توجه به نتیجه»
این که ما همیشه علت نتایج خوب را توانایی و مهارتهای خود بدانیم و علت نتایج بد را بدشانسی تلقی کنیم، کیفیت زندگیمان را تحت تاثیر قرار خواهد داد
تصور کنید در فینال جام باشگاههای اروپا، داور در دقیقه ۹۰ اعلام پنالتی میکند. سرمربی تصمیم میگیرد بازیکنی را وارد بازی کند که در زدن ضربات پنالتی مهارت بیشتری دارد. پنالتی گل میشود و صبح روز بعد تیتر خبرگزاریها این است: «تعویض طلایی سرمربی در دقیقه ۹۰ به پیروزی منجر شد»، اما اگر آن پنالتی گل نمیشد چه اتفاقی میافتاد؟ خبرگزاریها بازی را با تیترهای متفاوتی مثل «بزرگترین اشتباه سرمربی در دقیقه ۹۰ به باخت منجر شد» یا به طور مثال،«تصمیم غلطی که تاوان بزرگی داشت»، گزارش میکردند. اما یک سؤال مهم، واقعاً تصمیم سرمربی غلط بوده یا درست؟ نکته مهم داستان همینجاست. تصمیم درست، لزوماً به نتیجه درست منجر نمیشود. تصمیم درست میتواند به نتیجه درست یا نتیجه غلط منجر شود،همانطوری که تصمیم غلط در بسیاری از مواقع میتواند نتیجه خوبی داشته باشد.
تعریف «سوگیری توجه به نتیجه»
ما عموماً تصمیمی را درست میدانیم که نتیجه درست و قابل قبولی داشته باشد و اگر تصمیم ما درست باشد، ولی به نتیجهای غلط منجر شود، آن تصمیم را غلط میدانیم. به این نوع رفتار ما در اقتصاد رفتاری، «سوگیری توجه به نتیجه» میگویند. بعضی اوقات ما کار اشتباه و خطرناکی انجام میدهیم، ولی به موفقیت منجر میشود(به طور مثال،چراغ قرمز را رد میکنیم تا زودتر برسیم بدون این که تصادف کنیم)، حالا در این شرایط برای اطرافیان این نوع رفتار را تعریف میکنیم که «دیدی چه تصمیم درستی گرفتم؟» اما آیا این نتیجه خوب بهعلت یک تصمیم درست بوده؟ خیر! تصمیم، غلط بوده، ولی با یک نتیجه خوب همراه شده است. تصمیم غلط هم میتواند به نتیجه خوبی منجر شود.
چرا سوگیری توجه به نتیجه مهم است؟
کیفیت زندگی ما را دو چیز تعیین میکند: 1- کیفیت تصمیماتی که میگیریم.
2- شانس. ما در بسیاری از مواقع، تصمیماتی اشتباه میگیریم، ولی شانس میآوریم و نتیجه ای خوب میگیریم. سوگیری توجه به نتیجه، موجب میشود همیشه علت نتایج خوب را توانایی و مهارتهای خود بدانیم و علت نتایج بد را بدشانسی تلقی کنیم که درست نیست.
راهکارهای نیفتادن در این دام
چند راهکار برای این که کمتر در دام این سوگیری قرار بگیریم:
نگاه کردن به مسیر| وقتی با موفقیت یا شکستی مواجه میشویم، باید به مسیری که در طول این شکست طی کردهایم، دوباره نگاه و بررسی کنیم که این موفقیت یا شکست نتیجه کیفیت تصمیم ما بوده یا عوامل خارجی و شانس باعث این تصمیم شده است.
پذیرفتن غلط بودن بعضی تصمیمها| نتایج یک پژوهش نشان داد که بیشتر افرادی که تصادف میکنند، معتقدند ما درست رانندگی میکردیم و طرف مقابل مقصر است. حتی افرادی که به تیر برق و گاردریل زده بودند هم معتقد بودند شهرداری مقصر است. این موضوع در ابعاد مختلف شخصیت ما رخنه کرده است و موجب میشود خوبیها را به خود نسبت دهیم و کاستی ها و بدهیها را مربوط به دیگران بدانیم .
برای نوشتن این مطلب از «گاهنامه مدیر» کمک گرفته شده است
به نام آن که به من آموخت عشق را تا دوست روز بهم گفت :