ستارههای دورگه مستطیل سبز
ستارههای دورگه مستطیل سبز
بهبهانه خبر جالب حضور یک گُلر ایرانی در پاریسنژرمن فرانسه، سراغ فوتبالیستهای دورگه رفتیم
طی روزهای اخیر، خبر حضور یک دروازهبان 20 ساله بهنام «کیوان متقیان» در پاریسنژرمن فرانسه توجه طرفداران فوتبال را بهخود جلب کرد. این دروازهبان که در لیگ قبرس هم حضور داشته، چند ماهی است که به تیم دوم پاریسنژرمن پیوسته و امیدوار است بتواند با درخشش در این تیم راهی تیم اول شود. هرچند او فعلاً در سطح سوم فوتبال فرانسه بازی میکند اما اینکه یک استعداد جوان به فوتبال ایران اضافه شده و شانس حضور در باشگاه بزرگی را دارد که طی سالهای اخیر فوقستارههایی مثل «مسی»، «نیمار»، «امباپه»، «راموس» و... در آن حضور داشتند، میتواند اتفاق جالبی باشد. هر چند اینروزها تیم پاریسی با رفتن مسی و نیمار و البته نتایج ضعیفی که گرفته است، چندان در کانون توجه نیست، اما ما این اتفاق را بهانه قرار دادیم تا سراغ بازیکنانی برویم که یا دورگه بودند، یا فوتبال را خارج از کشورمان شروع کردند.

فریدون زندی شروع رویایی و وداع تلخ
هافبک خوش استایلی که پدری ایرانی و مادری آلمانی داشت و در عینحال فارسی را خوب صحبت میکرد. او در حدود 25 سالگی با حضور در لیگ آلمان چهره شد. او در باشگاه بوندس لیگایی کایزرسلاترن پنالتیزن اول تیم بود و خوب هم بازی میکرد. همین عملکرد باعث شد برانکو مربی وقت تیم ملی کشورمان زندی را که برای تیمهای پایه آلمان بازی کرده بود، به تیم ملی دعوت کند. فریدون روزهای آغازین موفقی داشت و کمکم با رفتن برانکو و حضور قلعهنویی بهتیم ملی دعوت نشد. سالها بعد به لیگ خودمان آمد و دیگر آن بازیکن بوندسلیگایی ویژه نبود. او بعد از 29 بازی و 5 گل ملی به کارش در تیم ملی پایان داد و سالهای آخر فوتبالش هم در قطر با یک مصدومیت سنگین مواجه شد. بد نیست بدانید او دو سالی هم در تیم آلمانی دینامودرسدن کمک مربی بود.
امیر شاپورزاده ستاره نشد
شاپورزاده متولد تهران بود و پدر و مادرش هم ایرانی بودند؛ اما ابتدا با بازی در تیم دوم هامبورگ مطرح شد. او خیلی زود به هانزاراستوک پیوست و وقتی همه تصور میکردند در مسیر پیشرفت است، سر از تیم «استیل آذین» درآورد؛ اما حتی در لیگ خودمان هم موفق ظاهر نشد. این مهاجم 4 بازی ملی هم داشت که صرفاً بهخاطر این بود که زمانی در بوندسلیگا بازی کرده؛ و گرنه با آن کیفیت هیچوقت از لیگ خودمان شانس دعوت به تیم ملی را نداشت.
اشکان دژاگه امان از داور بازی
اشکان در ایران متولد شد اما در تمامی مقاطع پایه برای آلمانها بازی کرد و حتی جزو تیم ملی زیر 21 سال آلمان بود که نتایج خوبی کسب کردند. او بهرغم آنکه مقطعی شانس حضور در تیم بزرگسالان آلمان را هم داشت، تیم ملی کشورمان را انتخاب کرد. در آن بازی معروف ایران و آرژانتین اشکان خیلی خوب بازی کرد و حتی شانس گلزنی هم داشت که خطای واضح مدافع آرژانتین روی او توسط داور اعلام نشد. اعتراضهای او که به پنالتی اعتقاد داشت به جایی نرسید. بعد از جامجهانی 2014 اشکان طی سالها برای تیم ملی بازی کرد و حتی بازوبند هم به او رسید اما درخشش قبل را نداشت. حضور همزمان او، شجاعی و حاجصفی در تراکتور اتفاق جالبی بود که در مقطعی رخ داد. او 59 بازی و 11 گل ملی را برای خودش ثبت کرد تا موفقترین عملکرد را بین این طیف از بازیکنان داشته باشد.
رضا قوچاننژاد خالق لحظههای خاص
رضا قوچاننژاد ملقب به گوچی پسر دوستداشتنی فوتبال کشورمان بود که در مشهد به دنیا آمد و در تیمهای پایه هلند بازی کرد. زمان کیروش به تیم ملی دعوت شد و پایهگذار صعود دراماتیک تیم ملی به جام 2014 بود. 44 بازی و 17 گل عملکرد موثر او بود که گلهای مهمی را در لحظات حساس زد. قوچاننژاد خیلی تیم عوض کرد و شاید انتخابهای اشتباهش باعث شد سالهای آخر آن دستاوردهای لازم را نداشته باشد. اما خیلیها معتقد بودند زود از تیم ملی خداحافظی کرد. هرچند بیاعتنایی کیروش به او در جام جهانی 2018 در این تصمیم بیتاثیر نبود.
دنیل داوری عامل قهر رحمتی
دنیل داوری که این روزها تازه 35 ساله شده مقطعی به تیم ملی دعوت شد. او که پدری ایرانی و مادری آلمانی داشت، قبل از جام جهانی 2014 شانس حضور در تیم ملی را به دست آورد. دعوت از او باعث اختلاف رحمتی و کیروش شد. رحمتی از تیم ملی خداحافظی کرد و داوری هم چنان عملکرد ضعیفی داشت که رحمان احمدی و علیرضا حقیقی در دو مقطع به دروازهبانهای ثابت تیم ملی تبدیل شدند. حقیقی در جام جهانی عملکرد متوسط و در جام ملتها عملکرد ضعیفی داشت تا با رفتن رحمتی بهخاطر داوری تیم ملی حسابی ضرر کند. داوری بهرغم حضور مقطعی در بوندس لیگا نتوانست دروازهبان مطمئنی در سطح ملی و باشگاهی باشد.
استیون بیتآشور دفاع راست متوسط
دفاع راستی که پدر و مادری ایرانی داشت اما خودش متولد آمریکا بود و سال 2013 با دعوت کیروش 6 بازی ملی هم انجام داد. اما او مثل دژاگه و گوچی پروژه موفقی از کار درنیامد هرچند مثل داوری و شاپورزاده ضعیف هم نبود. سالها از او خبری نبود تا اینکه کیروش یکبار دیگر قبل از جام 2018 از او دعوت کرد و باز هم بازی به او نرسید. بیتآشور تا یکی دو سال قبل در سطح اول فوتبال آمریکا بازی کرد. اما نامهای بزرگ این لیگ را کنار بگذارید، کلیت فوتبال در این کشور در سطحی نیست که یک بازیکن متوسط آن لیگ بتواند فیکس تیم ملی ما باشد.
سامان قدوس لژیونر لیگ برتری
سامان از پدر و مادری ایرانی در سوئد بهدنیا آمد و حتی دو بازی ملی برای تیم بزرگسالان سوئد هم انجام داد. شاید سامان در سوئد حتی بیشتر از تیم ملی ایران بازی میکرد چون در فوتبال دفاعی ما هافبک هجومی معنای چندانی ندارد و بازیکن یا باید مهاجم و وینگر باشد یا هافبک دفاعی و سامان بهرغم حضور در لیگ برتر انگلستان که اتفاقاً چند روز قبل با یک گل زیبا هم همراه شد به حقش در تیم ملی نرسیده و طی 5 سال حضورش 38 بازی و 2 گل به نامش ثبت شده است.
و اما موارد خاص
در فوتبال کشورمان موارد متنوع دیگری هم بودند. بهطور مثال لیث نوبری متولد بغداد بود و در کشورمان بزرگ شد. او برای پاس و پرسپولیس بازی کرد و حتی 3 بازی ملی هم در کارنامهاش دارد. امید نظری هم متولد سوئد از پدری ایرانی و مادری فلیپینی است و مقطعی شانس حضور در تیم ملی را هم داشت. از طرفی بازیکنانی مثل علی قربانی و حجت حقوردی که ایرانی بودند برای کشورهای دیگر بازی کردند. همینطور دنیل ارزانی که برای استرالیا بازی کرد. در حال حاضر هم بازیکنانی مثل نوید ناصری در ایرلند، رایان تفضلی و آلکس سامیزاده در انگلستان، آرش استوری در سنگاپور، نبی حکیمزاده در هلند و بهنام ثابتکار در سوئد حضور دارند که بعید است شانس حضور در تیم ملی را داشته باشند. مورد عجیب دیگر هم آدام همتی بود که در تیمهای آماتور کانادا بازی کرد، مقطع کوتاهی در پرسپولیس برانکو درخشید و حتی شانس حضور در فینال آسیا را به دست آورد اما در نهایت وقتی تنها 27 سال داشت، فوتبال را کنار گذاشت و حالا مشاور املاک در کاناداست. با این اوصاف شاید هنوز زود باشد که کیوان متقیان را ستاره بعدی فوتبال ایران بدانیم چون جز چند مورد، بیشتر بازیکنان دورگه چندان در تیم ملی موفق نبودند.
به نام آن که به من آموخت عشق را تا دوست روز بهم گفت :