مردی که باستان‌شناسی و هنر را تلفیق می‌کند

با تجزیه و تحلیل DNA بخشی از یک جنازه باستانی می‌شود به اطلاعات جالبی درباره پوست، مو و رنگ چشم او رسید و سپس با هنر به دقت آن را بازسازی کرد

اسکار نیلسون مردی است که بی‌وقفه باستان‌شناسی و هنر را با هم پیوند می زند. او تا به حال چهره‌های باستانی زیادی را احیا کرده و در معرض تماشای مردم دنیا قرار داده است. نیلسون پس از صرف چندین ماه برای بازسازی ساختار صورت انسانی که مدت‌هاست مرده، در استودیوی خود در استکهلم، شروع به کشیدن لایه‌ای از «پوست» روی آخرین نیم‌تنه سیلیکونی خود می‌کند. او از سوزن‌های بسیار ریز برای ایجاد چین و چروک و منافذ استفاده می‌کند و رنگ‌هایی را به کار می برد که با روپوست (بیرونی‌ترین لایه پوست) انسان مو نمی‌زند و موهای بی‌نهایت ریز را روی پوست مخلوق خود فرو می‌کند. سپس پلک‌هایش را باز می‌کند. او هنرش را با تاریخ گره زده تا چهره‌های باستانی را بازسازی کند. اما چرا این کار مهم است و چگونه انجام می‌شود؟

چگونه چهره‌های گذشته را زنده می‌کنیم؟

به گزارش فرادید، نیلسون، باستان‌شناس و مجسمه‌ساز آموزش‌دیده در بازسازی سه بعدی صورت انسان‌های باستانی تخصص دارد. کار او موجب اوج گرفتن علاقه به آناتومی صورت انسان و تفاوت‌های ظریف در عمق صورت و شکل‌گیری بافت شد که هر چهره را منحصر به فرد می‌کند. داده‌های مربوط به ضخامت بافت صورت که توسط این کالبدشناسان اولیه به دست آمده بود، هنوز توسط احیاکنندگان صورت مانند نیلسون استفاده می‌شود. قبل از این‌که بازسازی سه بعدی صورت بتواند آغاز شود، محققان باید تا حد امکان اطلاعات بیشتری درباره زندگی سوژه خود جمع‌آوری کنند. او که بوده؟ کجا زندگی کرده و از دنیا رفته؟ رژیم غذایی، سبک زندگی و وضعیت سلامتش چطور بوده؟ امروزه، پیشرفت‌ها در تجزیه و تحلیل باستان‌شناسی این امکان را فراهم کرده که با بررسی ایزوتوپ‌های یک نمونه، انواع اطلاعات درباره افراد، از غذاهای مورد علاقه‌شان گرفته تا نوع آب‌وهوای محل سکونت‌شان را مشخص کنیم و این تازه شروع کار است: شمار رو به رشدی از بازسازی‌های صورت هم اکنون شامل شواهدی از تجزیه و تحلیل DNA نیز می‌شود که می‌تواند نه تنها اصل و نسب فرد، بلکه احتمالاً پوست، مو و رنگ چشم او را مشخص کند.

تحلیل‌های DNA باستانی

نیلسون می‌گوید: «تحلیل‌های DNA باستانی برای من برگ برنده بوده است، چون گمانه‌زنی را از بسیاری از جنبه‌های بازسازی که زمانی به هنرمند واگذار می شد، حذف می‌کند». جنسیت، قومیت، وزن و سن فرد هنگام مرگ، همگی عمق چهره و دیگر ویژگی‌ها را نشان می‌دهند، در حالی که جمجمه آن‌ها دارای نشانه‌های ظریفی است که نشان‌دهنده مکان‌هایی است که زمانی بافت به استخوان متصل بوده است. «گاهی‌اوقات شناسایی این که عضله دقیقا کجا قرار داشته بسیار آسان است، چون آثار فشار یا برجستگی روی جمجمه باقی می‌ماند. تمام این اطلاعات به بازسازی‌کننده کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد چه چیزی به کجا می‌رود و در نتیجه یک مدل آناتومیک وهم‌آور ایجاد می‌شود».

از باستان‌شناسی تا هنر

برای گام بعدی، درک کامل آناتومی صورت مهم است: بازسازی‌کننده‌های مجسمه‌ساز مانند نیلسون با دقت تکه‌های غضروف و ماهیچه را از خاک رس قالب‌گیری می‌کنند و هر کدام را مستقیماً روی یک کپی چاپ‌شده سه‌بعدی از جمجمه سوژه‌شان قرار می‌دهند. اگرچه می‌توان بازسازی سه بعدی صورت را با کمک رایانه انجام داد، اما نیلسون روش عملی را ترجیح می‌دهد. از آن جا که تلفیق این حدس‌های آگاهانه به آهستگی چهره انسانی به خود می‌گیرد، بازسازی‌کننده از بازآفرینی به سمت تفسیر حرکت می‌کند و از آن چه درباره فرد شناخته شده، برای شکل دادن به چشم‌ها، دهان و پوست او استفاده می‌کند. برای مثال، ممکن است چروک‌ها یا لک‌های آفتاب را به صورت فردی که در سنین پیری فوت کرده یا شواهدی از بیماری‌های کشف‌شده در تحقیقات DNA را اضافه کند. نیلسون می‌گوید: «معمولاً احساس می‌کنم کار من یک فرایند دو مرحله‌ای است.» اول، کار او این است که به عنوان یک ناظر بی‌طرف عمل کند، از قوانین باستان‌شناسی پیروی کند و به داده‌های عینی پایبند باشد. او می‌گوید: «و سپس نتیجه را به هنر واگذار می‌کنم».

آیا مجسمه‌ها دقیق هستند؟

در نهایت، جمجمه پوشیده از خاک رس به عنوان پایه‌ای برای نیم‌تنه سیلیکونی قالب‌گیری‌شده از فرد استفاده می‌شود. رنگ و مو به دقت اعمال می‌شود تا به بازسازی روح ببخشد. اخلاقیات چنین بازسازی‌هایی همچنان موضوع بحث و گفت وگو در جامعه علمی است. به هر حال، هیچ راهی برای دانستن این‌که آیا این تصاویر دقیق هستند، وجود ندارد و شخصی که بازسازی روی او انجام می‌شود هم حرفی برای گفتن ندارد. اما راه دیگری برای نگاه کردن به چهره‌های گاهی عجیب که از این فرایند ظاهر می‌شود، وجود دارد. هر بازسازی صورت فرصتی برای تامل و حتی ادای احترام به فردی است که در گذشته بسیار دور می‌زیسته است. این بازسازی‌ها لایه‌ای از انسانیت را به چیزی اضافه می‌کنند که در غیر این صورت صرفاً انبوهی از استخوان‌های انسان به نظر می‌رسید. به بیان دیگر، این رقص پیچیده بین هنر، آناتومی و باستان‌شناسی می‌تواند گذشته را زنده کند.