پرونده

امام‌رضا(ع) دستم را در سخت‌ترین روزهایم گرفت

گفت‌و‌گو با «حسین رسولی» که در بازی‌های آسیایی طلا گرفت اما کمتر فردی می‌داند که چه سختی‌هایی کشیده؛ از 10 بار خداحافظی از این رشته، کار در تاکسی‌اینترنتی برای تامین هزینه‌ها، بیرون‌زدن دیسکش تا جولان سوسک‌ها در اتاق محل اردوهایش و ...

نویسنده : مجید حسین زاده | روزنامه‌نگار

شاید بتوان ادعا کرد که پرفراز و نشیب‌ترین مسیری که مدال‌آوران طلا در مسابقات آسیایی 2023 طی کرده‌اند، مربوط به «حسین رسولی» باشد. در فینال رقابت‌های پرتاب دیسک بازی‌های آسیایی هانگژو، 2 نماینده کشورمان شگفتی‌ساز شدند و 2 مدال خوش رنگ طلا و نقره را کسب کردند.«رسولی» در رقابتی نزدیک و سخت با احسان حدادی، مدال طلای پرتاب دیسک را به دست آورد تا در اولین حضور خود در این بازی‌ها تنها طلای دوومیدانی ایران در بازی‌های هانگژو را کسب کند. بعد از این مسابقات، حدادی با ۴ مدال طلا و یک مدال نقره بازی‌های آسیایی از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد و در کنار «محمد نصیری» به پرافتخارترین ورزشکار ایران در بازی‌های آسیایی تبدیل شد. در پرونده امروز زندگی‌سلام با «حسین رسولی» درباره مسیری صحبت کردیم که برای کسب این مدال طلا پیموده و هیچ‌گاه، ناامیدی باعث نشده تا دست از تلاش بردارد.

هرچه مصدومیت‌هایم بیشتر شد، تلاشم را بیشتر کردم

این ورزشکار 24 ساله در شروع صحبت‌هایش به ضرورت کسب مدال طلا در بازی‌های آسیایی اخیر برای خودش اشاره می‌کند و می‌گوید: «زندگی ورزشی من بالا و پایین زیاد داشته است. من هرچه در سال‌های اخیر تعداد مصدومیت‌هایم بیشتر می شد، انگار باید مزد زحمت‌هایم را بیشتر می‌گرفتم. در سال‌های اخیر هربار بعد از مصدومیت، پیگیر درمان آن می‌شدم، بعد دوباره سخت تمرین می‌کردم، وقتی به 95 درصد آمادگی‌ام می‌رسیدم، باز دوباره آسیب می‌دیدم اما انگیزه ام از آن جا می‌آمد که با خودم می‌گفتم، من باید نتیجه بگیرم و راه دیگری ندارم. من باید مزد این همه سختی را که خودم و خانواده‌ام کشیده ایم، یک جایی می‌گرفتم و باید نشان می‌دادم که می‌توانم. خیلی‌ها می‌گفتند که رسولی آسیب دیده و دیگر نمی‌تواند در این رشته به صورت حرفه‌ای کار کند، او تمام شده است. اما من از همین حرف‌های منفی هم تلاش می‌کردم انرژی مثبت بگیرم تا بیشتر تلاش کنم و نتیجه مدنظرم را کسب کنم. خدا را شکر بازی‌های آسیایی، شروع خوبی بود. روز فینال، جمعیت زیادی در ورزشگاه بودند و حس می‌کردم نفس رقبایم به خاطر آن جو سنگین بالا نمی‌آید اما استرس نداشتم. فقط به‌خاطر آسیبی که در سینه‌ام داشتم، فکرم درگیر بود. به خاطر این آسیب ۱۵ روزی تمرین نکرده بودم و دو روز قبل از مسابقه تمرین خیلی آرامی انجام دادم و ۴۰ متر انداختم. با این حال می‌دانستم بهترین نتیجه را می‌گیرم چون رکوردهایم خوب بود و موفق هم شدم».

فعالیتم را با پرتاب آجر شروع کردم!

از او می‌پرسم که از چند سالگی و چطور متوجه استعدادش در این رشته ورزشی شده که می‌گوید: «من از همان بچگی چون قدم بلند بود، دوست داشتم ورزشکار شوم. از 15 سالگی، به‌طور حرفه‌ای بدنسازی را شروع کردم چون دایی‌ام مربی بدنسازی بود و به من گفت که بدنت اگر کمی ورزیده بشود، می‌توانی در رشته‌های مختلف ورزشی موفق باشی. تا 17 سالگی یعنی 2 سال، فقط بدنسازی کار کردم. بعد وارد رشته والیبال شدم. آن موقع چون وزنم نسبت به الان پایین‌تر بود، در مسابقات دوی 100 متر شرکت کردم. خیلی رشته‌ها را امتحان کردم. در مدرسه یک معلم ورزش داشتیم که گفت، مسابقات دوومیدانی استانی نزدیک است و در آن شرکت کن. گفتم چطوری؟ یک آجر به من داد و گفت آن را پرتاب کن. راستش تا آن موقع اصلا پرتاب‌کردن بلد نبودم. گفت خیلی خوب پرتاب کردی و چون دست‌هایت بلند است، برو و در رشته پرتاب دیسک شرکت کن و مطمئن باش که تو روزی از احسان حدادی هم بهتر خواهی شد! من در آن مسابقات شرکت کردم و نفر اول استان شدم».

بعد از 3 ماه تمرین، نفر دوم کشور شدم

«بعد از اول شدن در مسابقات استانی بدون هیچ تمرینی در رشته پرتاب دیسک، با یک مربی اراکی، دورادور تمرینات حرفه‌ای را شروع کردم و فقط قرار بود که او، نحوه گرفتن و چرخاندن دیسک در دستم را به من یاد بدهد». دارنده مدال طلای بازی‌های آسیایی 2023 ادامه می‌دهد: «تمریناتم را ادامه دادم و بعد از 3 ماه، در مسابقات کشوری شرکت کردم. سرعت پیشرفت رکوردهایم خیلی خوب بود و در آن زمان، نفر دوم شدم. بعد از آن دوره از مسابقات با مربی احسان حدادی آشنا شدم و یک سال با ایشان کار کردم. سپس در مسابقات قهرمانی جوانان آسیا سال 2018 ژاپن شرکت کردم که منجر به شکستن رکورد مسابقات و کسب مدال طلا شد. آن روزها خیلی امیدوار بودم که با سرعت به پیشرفت‌های بیشتری دست یابم.»

در 19 سالگی احتمال قطع‌نخاع شدنم جدی شد!

«رسولی» درباره این که چه عواملی باعث شد تا سرعت پیشرفتش کمتر شود، می‌گوید: «بعد از شکستن رکورد مسابقات قهرمانی جوانان آسیا سال 2018 از ناحیه کمر دچار مصدومیت شدم و دیسک کمرم بیرون زد. زمانی که دکتر این مسئله را به من گفت، خیلی شوکه شدم. انتظار نداشتم در ابتدای جوانی و در 19 سالگی و در ابتدای مسیر موفقیت‌های ورزشی‌ام، چنین مصدومیت سنگینی را تجربه کنم. آن دکتر هم من را خیلی ترساند و گفت که اگر این ورزش را ادامه بدهی، قطع نخاع خواهی شد و باید ورزش را کنار بگذاری. تقریبا یک سال، تمریناتم را کنار گذاشتم و درگیر این مصدومیت شدم تا این که با دکتر کیوانی آشنا شدم که زانوی بهداد سلیمی را عمل کرده بود. او بعد از بررسی دقیق و چندین باره پرونده پزشکی من، گفت شرایط دیسک تو به گونه‌ای است که خطر جدی تهدیدت نمی‌کند و می‌توانی بدون نگرانی، تمرین‌هایت را شروع کنی. تازه گفت که باید سنگین هم ورزش کنم تا عضلات شکمی و کمرم را قوی‌تر کنم. او گفت الان که شرایط جسمانی‌ات طوری است که می‌توانی خم و راست شوی و فقط بعضی وقت‌ها کمرت درد می‌گیرد، نیاز به عمل هم نداری».

بعد از هر بار کمردرد 10 روز خانه‌نشین می‌شدم

از او درباره شروع دوباره تمریناتش بعد از صحبت‌های امیدوارکننده دکترش می‌پرسم که می‌گوید: «خیلی خوشحال شدم و به خودم گفتم حالا که یک نور امیدی به سویم روشن شده، باید آن‌قدر عضلات کمرم را قوی کنم تا عضله‌ها تبدیل به فولاد شود و دیگر فشاری روی آن مهره‌ها نیاید. بنابراین یک سال درگیر تمرینات برای قوی‌کردن عضلات کمر و شکم شدم و از تمرینات اختصاصی برای پرتاب دیسک دور شدم و فرصت نداشتم. در همین بین هم، گاهی کمرم تیر می‌کشید و به شدت درد می‌گرفت به‌طوری که هر بار 10 روز در خانه می‌افتادم و باید استراحت مطلق می‌کردم تا دوباره، آرام آرام تمرینات را از سر بگیرم. این ماجرا خیلی اذیتم می‌کرد که بدنم را به یک شرایط خوبی می‌رساندم و دوباره مجبور می شدم چند روزی ورزش را کنار بگذارم و دوباره از اول شروع کنم».

بعد از مصدومیتم در مشهد، خیلی ناامید شدم

«زمان گذشت تا 2 سال پیش که مرحله سوم لیگ در مشهد برگزار شد. روز اول که به مشهد رسیدم، در تمرینات یکهو کمرم تیر کشید و این دفعه من حتی چند روز توانایی بلند شدن از روی تخت برای رفتن به سرویس‌بهداشتی را هم نداشتم. خیلی درد داشتم و 10 روز تمرین نکردم. با آمپول بی‌حسی و شل‌کننده در مسابقه لیگ شرکت کردم چون به تیمم تعهد داشتم اما بعد از مسابقه به زیارت امام‌رضا(ع) رفتم». او با این مقدمه ادامه می‌دهد: « من اعتقاد زیادی به امام هشتم(ع) دارم که دست همه ما را در سخت‌ترین لحظات زندگی می‌گیرد و هرکسی به در خانه ایشان بیاید، دست رد به سینه کسی نمی‌زند. رفتم حرم و روبه‌روی گنبد نشستم. به ایشان گفتم که یا امام‌رضا(ع)، این دیسک کمر واقعا امان من را بریده است. من می‌خواهم با فعالیت در این رشته، برای کشورم افتخارآفرینی و دل مردم کشورم را شاد کنم. بعد هم برگشتم به شهرستان‌مان. رئیس فدراسیون آن زمان گفت تا زمانی که ام‌آر‌آی نگیری دیگر تو را به هیچ اردویی نمی‌فرستیم. من با خودم گفتم که قطعا شرایطم با اتفاقاتی که در مسابقات مشهد برایم افتاده، بدتر شده است و خیلی ناامید بودم. شاید باورتان نشود ولی بعد از ام‌آرآی، دکتر فدراسیون خیلی تعجب کرد و گفت دیسک کمر اصلا خوب نمی‌شود، کم می‌شود و التهاب آن می‌رود اما خوب نمی‌شود. بعد پرسید تو چه کار کردی که خوب شده است؟ این خبر خیلی خوشحالم کرد. امام‌رضا(ع) دستم را در سخت‌ترین روزهایم گرفت و از همان روز، تمرینات اختصاصی دیسک را شروع کردم و دیگر هیچ‌وقت از ناحیه کمر تا امروز، احساس درد و مصدومیت نداشتم. در این 2 سال، هیچ دردی در کمرم نداشتم و رکورد شخصی‌ام را چندین متر برای پرتاب دیسک ارتقا دادم و نتیجه‌اش هم شد طلای بازی‌های آسیایی 2023».

10 بار از این رشته خداحافظی کردم

او درباره همراهی خانواده اش در این مسیر می‌گوید: «خانواده‌ام همیشه حامی من بوده‌اند و همیشه می‌گفتند دست از تلاش برندار چون تو می‌توانی و همین، به‌نظرم از هر حمایت دیگری مهم‌تر است. من حتی 10 بار از این رشته خداحافظی کردم البته علنی نکردم و نگفتم اما می‌خواستم یک کاری پیدا کنم چون نه تنها هیچ درآمدی در این رشته نیست که هزینه‌های آن هم بسیار زیاد است. هیچ حمایتی هم در این سال‌ها نشدم و شرایطم خوب نبود».

ماهی 80 میلیون برای قهرمانی هزینه کردم

از او می‌پرسم که چرا هزینه‌های این رشته ورزشی به قول خودش بسیار زیاد است که می‌گوید: «پرتاب دیسک، هزینه‌های دلاری دارد اما حقوق و حمایت ریالی هم بابت آن نداریم. یک دیسک استاندارد، تقریبا 50 یا 60 میلیون تومان هزینه دارد. کفش پرتاب هم باید تقریبا هر یک ماه برای ورزشکاری که به صورت حرفه‌ای بخواهد این رشته را دنبال کند، خریداری شود که تقریبا 15 میلیون تومان است. مکمل‌ها هم که سر به فلک می‌زند و اگر ورزشکاری در رشته پرتاب دیسک از مکمل استفاده نکند، هرچه بیشتر تمرین کند، بیشتر افت می‌کند. به همین دلیل، من می‌دیدم ماهی 80 میلیون تومان باید هزینه می‌کردم بدون هیچ درآمدی که شرایطم را خیلی سخت می‌کرد.»

تا 8 شب تمرین و سپس اسنپ کار می‌کردم

از «رسولی» می‌پرسم شغل دیگری هم دارد یا نه که این طور پاسخ می‌دهد: «نه، وقتی شما به صورت حرفه‌ای ورزش می‌کنید، اصلا نمی‌توانید شغل دیگری داشته باشید. من شغل دیگری ندارم. من زمانی که در اردو بودم، صبح که از خواب بیدار می‌شدم، صبحانه‌ام را باید سر زمان مشخصی می‌خوردم و ساعت 8 و نیم تمریناتم شروع می شد تا ساعت 12 ظهر. بعد از آن می‌رفتم دوش می‌گرفتم و ناهار می‌خوردم که ساعت 2 می شد. تا سه و نیم استراحت می‌کردم و دوباره از ساعت 4 تا 8 شب سر تمرین می‌رفتم. بعد از آن، بعضی شب‌ها مجبور می شدم اسنپ کار کنم. من از گفتن این موضوع ناراحت نمی‌شوم چون اسنپ کار کردن شغل شریفی است و خیلی‌ها در آن مشغول ‌کار هستند. در یک سال اخیر، من با این شرایط بسیار سخت تمرین کردم و کسی اصلا انتظار نداشت که من مدال بگیرم. هیچ فردی به توانایی من ایمان نداشت و همه چشم‌ها به سمت احسان حدادی و کسب مدال توسط او بود اما من ناامید نشدم».

از بادمجان بدم می‌آید اما در اردوها مجبور بودم بخورم!

از او درباره شرایط اردوهایش برای حضور در مسابقات آسیایی اخیر می‌پرسم که می‌گوید: «شرایط برای بعضی از ورزشکارها که شناخته شده‌تر بودند و به قول معروف، سوگلی‌های فدراسیون بودند، خیلی خوب بود. مثلا خارج از کشور با بهترین امکانات، بهترین مربی‌ها و ... تمرین می کردند. برای یک سری ورزشکارها هم که فدراسیون روی آن‌ها حساب نمی‌کرد، شرایط خیلی بد و در حد صفر بود، مثل من. در اردو اتاقم سوسک داشت. حتی غذایی که در اردو به ما می‌دادند، بسیار بی‌کیفیت بود. یک جایی گفتم که به ما در اردو کشک بادمجان می‌دادند که ماجرایش معروف شده و هرجایی می‌روم درباره کشک بادمجان از من می‌پرسند! کشک بادمجان غذاست اما من بادمجان دوست ندارم ولی می‌خوردم دیگر چون مجبور بودم.»

«حدادی» بعد از کسب طلا از من تشکر کرد

از «رسولی» درباره رقابت با احسان حدادی که پرافتخارترین ورزشکار ایران در بازی‌های آسیایی شد، می‌پرسم که می‌گوید: «آقای حدادی و تمرین در کنار او، به من انگیزه زیادی می‌داد. نحوه زندگی ورزشی او برای من الگو بود و حتی از تمریناتش نکته‌برداری می‌کردم. در روز مسابقه هم من با آقای حدادی رقابتی نداشتم و فقط داشتم برای بهترشدن رکورد خودم مبارزه می‌کردم. تلاشم این بود که نتیجه قابل قبولی بگیرم و اصلا فکرم این نبود که از آقای حدادی جلو بزنم و چنین رابطه‌ای بین ما نبود. زمانی هم که طلای من و نقره او قطعی شد، به من گفت دمت گرم که نگذاشتی طلا از ایران برود و از من تشکر کردم. برای بازی‌های آسیایی، من فکر می‌کردم نتیجه خوبی بگیرم اما به نقره و طلا فکر نمی‌کردم.»

الان نمی‌خواهم درباره المپیک صحبت کنم

از او درباره اهدافش در ادامه این مسیر می‌پرسم که می‌گوید: «الان من مسیر موفقیت در رشته پرتاب دیسک را پیدا کردم و خیلی امیدوار هستم که اگر شرایط کمی بهتر شود و کمی حمایت بشوم، بتوانم سهمیه المپیک را بگیرم و حتی به فینالیست‌شدن و مدال گرفتن در المپیک فکر می‌کنم. چیز زیادی هم برای حمایت‌شدن نخواستم. من یک ماساژور و فیزیوتراپ خواستم که اگر آسیب دیدم، ریکاوری شوم. یک حقوق ثابت که بتوانم هزینه‌های این ورزش را تامین کنم. اگر این‌ها فراهم شود و وارد اردوها بشوم، تمرکزم روی کسب سهمیه المپیک است چون به آن نزدیک هستم. البته الان نمی‌خواهم درباره المپیک صحبت کنم هرچند از خودم مطمئنم که می‌توانم در آن‌جا هم موفق شوم.»