قهرمانان قصه خراسان
قهرمانان قصه خراسان
هر قصهای قهرمانی میخواهد که پایانی زیبا برای آن رقم بزند کسی که ورای رکود و روزمرگی دیگران، منشأ اتفاقی بزرگ میشود و قهرمان قصه ما شهدا هستند
نویسنده : سید مصطفی صابری | روزنامهنگار
هیچ قصهای بدون یک قهرمان نمیشود؛ قصهای زیباست که در اوج اتفاقات بدش یک قهرمان در آن ظهور کند؛ قهرمانی که شاید در نگاه اول، آدمی معمولی باشد، از جنس مردم کوچه و بازار. ساده و دستیافتنی. اما اگر خودش هم در ظاهرمعمولی باشد کارهایش بزرگ است، بزرگ و واقعی. آدمی که چون در لحظات مهم تصمیمهای بزرگ گرفته، میشود قهرمان. قهرمانی که رنج میکشد اما مصمم است تا داستان را تغییر دهد برای همین دیگران دوستش دارند و میخواهند مثل او باشند، قهرمانی قوی تر و فراتر از ترسها و دلبستگیهای معمول. قهرمانی که برخلاف شخصیتهای آثار نمایشی، بهجای کالبدی فراانسانی، روحی بزرگ دارد و افق نگاهی متفاوت. قهرمان داستان ما از روزهای آغاز انقلاب و بعد هم شروع دفاعی مقدس از ایران عزیز تا زمانیکه داعش سیاهدل حرم عشق را نشانه گرفته بود، شهدا بودند و هستند. کسانیکه در دل ظواهر این دنیا نمیگنجیدند؛ بهقول استاد علی صفایی که میگفت: «باور کن وقتی تو از دنیا بزرگتر شدی، دنیا برای تو تنگ شد، دیگه شور رفتن داری... شهید به کسی میگویند که این حضور را پیدا کرده از دنیا بزرگتر شده است و در دنیا نمیگنجد»... و عزم سفر کردند تا رویشی دوباره داشته باشند در ذهن و قلبها. بهقول قیصر امینپور عزیز: «خوشا چون گل به فصلی، سرخ مُردن... خوشا در فصل دیگر، زادنی سبز» و قلبی که شهید قهرمانش باشد ریشهدار میشود؛ ریشهای که میوهاش ایثار است و اخلاص و فراتر از حساب و کتاب این زندگی، برای آنکه قصه زندگیمان را سبز و زیبا رقم بزنیم باید مثل این قهرمانان زندگی کنیم. قهرمانانی که فراتر از خود را میدیدند، زیباترین ثمره زندگی یعنی جان را فدای دیگران کردند و در دل این انتخاب اطمینان و اخلاص داشتند به وعدههای الهی. زندگی به سبک شهدا، افق نگاه ما را گستردهتر میکند تا دوردستهایی را ببینیم که زیباتر است؛ مثل آنچه شهید جواد جهانی عزیز دید و لبخند و نگاهش جاودانه شد. هفتسال پس از پرواز او، میخواهیم معنای زندگی را دوباره مرور کنیم، اینبار چون او و رفقای شهیدش محمدرضا امانی و سید محمود سیدی که مردانی خراسانی بودند.

خراسان و میراث پرشکوه شهیدان
یادی از همکاران شهید مؤسسه فرهنگیهنری خراسان به همراه گزارشی از فعالیتهای «روزنامه خراسان» در دوران دفاع مقدس که نقش پررنگی داشته است
جواد نوائیان رودسری | روزنامهنگار - قلم از نوشتن باز میماند وقتی قرار باشد از «شهید» بنویسد. حجم این واژه چنان وسیع است که برای گنجاندن آن در گستره واژهها، درمانده میشوی؛ اصلاً نمیتوانی چیزی بگویی. مگر میشود آن همه عظمت را در لابهلای سطرها نمایان کرد؟ برای ما، یعنی کسانی که سالهاست قلم را مونس خود قرار دادهاند، معنای این جملهها بیش از دیگران عیان است. شهادت، نه فقط انتهای از خود گذشتگی، بلکه اوج بندگی خداست و ترجمان این دو در قالب جملات، برای کسانی که جا ماندهاند از قافله عشق، هم دشوار است و هم طاقتفرسا. با این حال، نوشتن از شهیدان و راه آنها، رسالت راستین قلم است و آنان که به «والقلم وما یسطرون» ایمان دارند، میدانند که خالی گذاشتن این میدان، کم از رها کردن میدان جهاد نیست که فرمودهاند «گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست.» این است که علیرغم همه ناتوانیها، باید قلم به دست گرفت و از شهید و شهادت نوشت تا شاید، با نظر لطف سالار شهیدان، راه سعادتی باز و طریق رحمتی فرا راهمان گشوده گردد.
روایت یک تلاش 8 ساله
روزنامه خراسان در تاریخ طولانی و پرفراز و نشیب خود، هیچگاه نسبت به حوادث و رویدادهای زمانه بیتفاوت نبودهاست. هر چند که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، آنچه محل توجه این روزنامه دیرپا قرار داشت، چالشها و مشکلات اجتماعی بود، اما به برکت انقلاب اسلامی، روزنامه خراسان و دست اندرکاران آن توانستند به عرصه فعالیت خود وسعت ببخشند و به رسالت واقعی خویش، نزدیکتر شوند. با آغاز جنگ تحمیلی در 31 شهریور سال 1359، روزنامه خراسان نیز، همسو و همراه با دیگر مطبوعات کشور، به انعکاس اخبار و تحلیلهای مربوط به این مسئله مهم کشور پرداخت. طی سالهای دهه 1360، تلاش خراسان برای پوشش خبری دفاع مقدس، در قالب گزارشهای مستقیم از جبهههای جنگ، پوشش خبری تلاشهای تدارکاتی پشت جبهه و نیز، مصاحبه با سرداران و فرماندهان تمرکز داشت. ماحصل این کوششها، هزاران خبر، یادداشت، مقاله و مصاحبهای بود که طی این دوران منتشر شد. خبرنگاران سختکوش روزنامه، در این سالهای پرالتهاب توانستند با بزرگانی همچون شهید محمود کاوه، شهید ولیا... فلاحی و شهید صیاد شیرازی گفتوگو کنند. این گفتوگوها که در قالب مصاحبه تنظیم و در روزنامه انتشار مییافت، امروز در ردیف اسناد بسیار گرانبهای دوران هشت ساله جنگ تحمیلی قرار دارد. همانطور که گزارشها و یادداشتهای مندرج در خراسان نیز، میتواند مستندی برای پژوهشها و مطالعات تاریخی این دوره باشد. افزون بر اینها، اطلاعات دقیق مندرج در روزنامه خراسان، درباره آمار شهدا، اسامی آنها، شهدای اصناف مختلف و... مجموعهای از اطلاعات ذیقیمت را در بر میگیرد که شاید در هیچ منبع دیگری قابل دسترس نباشد. این اطلاعات، به ویژه در بازه زمانی ماههای نخست جنگ تحمیلی، میتواند دستمایه نگارش مقالات و تهیه گزارشهای مستند و مبسوط درباره تاریخ شهدای دفاع مقدس در شهر مشهد و استان خراسان باشد.
آنان که به قافله شهدا پیوستند
افزون بر تکاپوهای مطبوعاتی روزنامه خراسان، کارکنان این روزنامه دیرپا نیز، حضوری فعال در جبهههای حق علیه باطل داشتند. نخستین شهید روزنامه خراسان، شهید سید محمود سیدی، روز دوم اسفندماه سال 1364 در منطقه «جزیره مجنون» به شهادت رسید. شهید سیدی، از همکاران زحمتکش واحد توزیع روزنامه خراسان بود و هنوز 22 سال نداشت که به خیل شهیدان پیوست.شهید دوم خانواده روزنامه خراسان، یعنی شهید محمدرضا امانی، در 25 دیماه سال 1365 و در عملیات کربلای پنج به فیض شهادت نائل آمد. او نخستین خبرنگار خراسانی بود که افتخار دریافت مدال شهادت را یافت. شهید امانی، خبرنگار روزنامه خراسان در شهرستان شیروان و سپس، خبرنگار مستقر روزنامه در مناطق عملیاتی غرب و جنوب بود. برخی از گزارشهای او، مانند اخبار مربوط به عملیات پیروزمندانه والفجر 8، به تیتر یک روزنامه خراسان تبدیل شد.با شکل گرفتن گروه تروریستی داعش و آغاز اقدامات جنایتکارانه این گروه تروریستی در عراق و سوریه، فصلی دیگر از جهاد و شهادتطلبی در تاریخ این مرز و بوم آغاز شد و این بار نیز، اهالی خراسان از قافله عقب نماندند. در میان همکارانی که سعادت حاضر شدن در میدان جهاد را یافتند، شهید جواد جهانی، فرصت حضور در قافله شهدا را پیدا کرد. شهید جهانی از همکاران واحد آگهیهای روزنامه خراسان بود، اما در میدان جهاد، او را با عنوان مسئول اطلاعات تیپ یک لشکر فاطمیون میشناختند. شهادت او در 22 آبان سال 1395، نشان داد که برای اهل سعادت، در باغ شهادت هرگز بسته نیست.

به نام آن که به من آموخت عشق را تا دوست روز بهم گفت :