قزوينيه داشته واسه رفيقش تعريف مي‌كرده كه: بالام جان ديشب رفته بوديم عروسي، جات خالي مختلط مختلط، مرد و پسر قاطي

 تركه سی‌دی سینه‌زنی میخره، میزنه بره آخرش ببینه شام میدن یا نه؟

 

با من امشب چيزي از رفتن نگو ......نه نگو ....... از اين سفر با من نگو ............ من به پايان ميرسم از كوچ تو ........با من از آغاز اين مردن نگو. .. كاش مي شد لحظه ها را پس گرفت / كاش مي شد از تو بود و تا تو بود / كاش مي شد در تو گم شد از همه / كاش مي شد تا هميشه با تو بود كاش فردا را كسي پنهان كند / لحظه را در لحظه سرگردان كند / كاش ساعت را بميراند به خواب / ماه را بر شاخه آويزان كند ...... با من امشب چيزي از رفتن نگو ................. نه نگو من به پايان مي رسم از كوچ تو ....

 

سایت وبلاگ رفقا

کلیک کن

 

تركه به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! تركه ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

 

 گربه دستش به گوشت نميرسيد ميگفت عيبی نداره بجاش سويا ميخورم!

 

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

 

 تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره

 

الآن توی اخبار شنیدم یه میمون توی تصادف کشته شده. خیلی نگرانتم. یه اس ام اس بفرست تا بدونم سالمی!!!

 

 

                          

تو هم با من شادی کن و.....................