وقتي كه موضوعي واسه نوشتن نداري! دوست داري به همه چي فكر كني ولي نمي كني، چرا؟
چون موضوعي واسه فكر كردن نداري، دوست داري همه كار بكني ولي نمي كني، چرا؟ چون كاري واسه انجام دادن به ذهنت نمي رسه، دوست داري از همه چيز بنويسي ولي نمي نويسي چرا؟ چون موضوعي واسه نوشتن نداري. به قول فيلسوفا هدفي نداري. چي مي شه صفحه جوان امروز ما هم بي هدف بنويسه. مثل خيلي از ماها . مگه همه آدما هدفشونو پيدا كردن؟ نه! اگه همه هدف داشتن كه ديگه به هيچ آدمي همه كاره و هيچ كاره يا به اصطلاح خودمون آچار فرانسه نمي گفتن. اصلا خودمونيم ها بعضي وقت ها نداشتن هدف لذت داره چون لازم نيست واسش برنامه ريزي كني.اي بابا مي دوني برنامه ريزي كردن چقدر وقت مي خواد؟ كي حوصله داره بشينه برنامه بريزه و آخرش يه چيز كه بهش مي گن حادثه بياد همه چي رو به هم بريزه. اصلا هدف مي خواي چي كار؟ مگه امروز كه صفحه مون موضوع نداره چي شده كه بخواد توي بقيه موارد پيش بياد. يه كم فكر كن هرچه پيش آيد خوش آيد.
اين قشنگه ها! اي داد چقدر سخت مي گيري حتما كه نبايد موضوع باشه تا ما رو بخوني همين بي موضوعي هم يه جور موضوعه. حال مي كنم وقتي سفسطه مي كنم. راست مي گم گفتم كه هرچه پيش آيد خوش آيد. موضوع دار هم شديم. بي هدف هم خودش يه موضوع توپه كه فعلا مقدمه شو داشته باشين تا مخ اين دبير صفحه جوانو بزنيم و هفته بعد راجع به بي هدفي و همون هرچه پيش آيد خوش آيد مطلب بنويسيم تا نگيد اينا ديگه جووناي بي هدفين.
بسه ديگه جونم خسته نشدي اراجيف منو خوندي؟ چيه مسخره مي كني، بچه جون گاهي اراجيف لازمه، اصلا لازمه زندگي جوونايي مثل منه.