؛مراحل تكامل نقاشي كودكان
آن ها اين كار را با هيجان وجسارت ولي به طور شماتيك انجام مي دهند و قادر به نمايش حجم، تناسبات واقعي اشيا، تركيب بندي فضاهاي نقاشي و روابط رنگ ها نيستند، در حالي كه كار نقاشي آن ها توام با صداقت، صميميت كامل و بلاواسطه است و اين نوع كار، باعث زيبايي خارق العاده و خلاقانه مي شود كه مي تواند اساس كار نقاشي كودكان قرار بگيرد.
كودك در حين نقاشي بر مبناي تجارب ذهني و مشاهده عيني به راحتي مي تواند فكر خود را از موضوعي به موضوع ديگر منتقل كرده و بدين ترتيب موضوع كار خود را تغيير دهد به طور مثال يك توپ به يك باره تبديل به يك گربه مي شود.
دليل اين مورد را مي توان نبود آگاهي هاي لازم، تمركز فكري و برخورداري از قدرت درك، تشخيص كامل و همچنين بروز خستگي سريع كودك توجيه كرد.
توجه به توانايي هاي كودك و سن او عاملي است كه ٣ گروه زير را شامل مي شود:
گروه اول: كودكاني كه از استعداد گرافيكي برخوردارند، آن ها تصاوير مورد نظر خود را با ترسيم خطوط هندسي و اجراي فني دقيق طراحي به نمايش درمي آروند.
گروه دوم: كودكاني كه نقاشي هاي آزاد را ترجيح مي دهند. استفاده از خطوط سردرگم، ترسيم اشكال مختلف و درك خوب روابط رنگي از ويژگي اين گروه است.
گروه سوم: كودكاني كه در كار خود به صورت متعادل از خطوط گرافيكي و اشكال نقاشي استفاده مي كنند.
با بالارفتن سن، كم كم روابط منطقي تري در نقاشي هاي كودك به وجود مي آيد و به جز موضوع هاي دروني بقيه اشيا اندازه نسبي خود را حفظ مي كنند و به واقعيت نزديك تر مي شوند.
اگر كودكي به طور دائم اشيا و اشخاص را به اندازه هاي نسبي صحيح بدون بزرگ و كوچك تر كردن نسبت ها نشان دهد، مبني بر اين است كه روابط عاطفي او با اين اشيا و اشخاص ضعيف است.
جالب است بدانيم زماني كه براي هر نقاشي به كودك پاداشي داده مي شود، او نيز كم كم نسبت به لذت بردن غيرارادي از نقاشي هايش بي ميل مي شود و بيشتر به جايزه و پاداش توجه مي كند.
بدين گونه در تمامي برنامه هاي هنري اعم از نقاشي و يا كارهاي دستي، توجه به سن رشد و توانايي هاي رواني و جسماني بچه ها بايد مورد نظر قرار گيرد.
اگر زبان نقاشي كودكان را بدانيم متوجه مي شويم كه در وراي شكل و ساختمان نقاشي ها، ويژگي هايي از شخصيت كودك نهفته است.
شيما منفردي / كارشناس هنر
كودك در حين نقاشي بر مبناي تجارب ذهني و مشاهده عيني به راحتي مي تواند فكر خود را از موضوعي به موضوع ديگر منتقل كرده و بدين ترتيب موضوع كار خود را تغيير دهد به طور مثال يك توپ به يك باره تبديل به يك گربه مي شود.
دليل اين مورد را مي توان نبود آگاهي هاي لازم، تمركز فكري و برخورداري از قدرت درك، تشخيص كامل و همچنين بروز خستگي سريع كودك توجيه كرد.
توجه به توانايي هاي كودك و سن او عاملي است كه ٣ گروه زير را شامل مي شود:
گروه اول: كودكاني كه از استعداد گرافيكي برخوردارند، آن ها تصاوير مورد نظر خود را با ترسيم خطوط هندسي و اجراي فني دقيق طراحي به نمايش درمي آروند.
گروه دوم: كودكاني كه نقاشي هاي آزاد را ترجيح مي دهند. استفاده از خطوط سردرگم، ترسيم اشكال مختلف و درك خوب روابط رنگي از ويژگي اين گروه است.
گروه سوم: كودكاني كه در كار خود به صورت متعادل از خطوط گرافيكي و اشكال نقاشي استفاده مي كنند.
با بالارفتن سن، كم كم روابط منطقي تري در نقاشي هاي كودك به وجود مي آيد و به جز موضوع هاي دروني بقيه اشيا اندازه نسبي خود را حفظ مي كنند و به واقعيت نزديك تر مي شوند.
اگر كودكي به طور دائم اشيا و اشخاص را به اندازه هاي نسبي صحيح بدون بزرگ و كوچك تر كردن نسبت ها نشان دهد، مبني بر اين است كه روابط عاطفي او با اين اشيا و اشخاص ضعيف است.
جالب است بدانيم زماني كه براي هر نقاشي به كودك پاداشي داده مي شود، او نيز كم كم نسبت به لذت بردن غيرارادي از نقاشي هايش بي ميل مي شود و بيشتر به جايزه و پاداش توجه مي كند.
بدين گونه در تمامي برنامه هاي هنري اعم از نقاشي و يا كارهاي دستي، توجه به سن رشد و توانايي هاي رواني و جسماني بچه ها بايد مورد نظر قرار گيرد.
اگر زبان نقاشي كودكان را بدانيم متوجه مي شويم كه در وراي شكل و ساختمان نقاشي ها، ويژگي هايي از شخصيت كودك نهفته است.
شيما منفردي / كارشناس هنر
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۷:۳۱ ب.ظ توسط akbar teimori
|
به نام آن که به من آموخت عشق را تا دوست روز بهم گفت :